سفارش تبلیغ
صبا


خوش آمدید

 

·          کودکی دیدم " انگشت به دهان " ... در تعجب از کار بزرگترها! 

 ·        "خودمان " را گم کردیم ... دنبال " دیگران " می گردیم ! 

 ·        " شادی کن " ..... " غم زدایی " کن.... 

·         با چه کسی " کنار بیایم "....چه کسی را " کنار بزنم "...؟ 

·         هر چیزی از " دست داد " ...به او " درسی داد "... 

 ·        " راستش " را بخواهید ... تا حالا " دروغ " نگفته ام...

·        با  "عبرت"..... " عیبت " را پاک کن.. 

·         آب مایه " حیات " ... آبرو مایه "حیا "ست..

·         " صرف "... با "صبر" است...

·         "حرص" ... بدترین "ارث"....

·         "حقیقت" .... "حقیقتا " تلخ است... 

ادامه مطلب...

نوشته شده در یکشنبه 90/8/22ساعت 2:23 عصر توسط شاسخین نظرات ( ) |

 

الآن که بهش فکر می کنم می بینم که اصلا باورم نمی شه.. مثل برق و باد گذشت....درست مثل یک چشم به هم زدن ! سرعت زندگی چرا این روزها بیشتر از گذشته شده ؟ گذشتن.... اون روزها گذشتن..ولی نمیدونم چطوری.. اون روز کنکور داشتم... مثلا برای رسیدن به آرزوهام....امـــــــــــا .... آرزو....سر جلسه که نشستم داشتم دعا می خوندم...

توی حوزه امتحانیم خیلی دوست داشتم یه چهره آشنا ببینم...اما خیلی شلوغ بود ... هیچ کسی رو ندیدم... روز قبلش یکی یه مداد بهم داد که روش نوشته شده بود : خدا با ماست...

گفت که فرهاد ما تلاشمونو کردیم...این لحظه آخر کاری از دست ما بر نمیآد.... جز اینکه همه چیز رو بسپریم دست خدا..

گفت رو این مداد نوشتم خدا با ماست یعنی حتی مدادمون رو هم دادیم دست خدا... چون فرق میکنه دست کی باشه... یه توپ بسکتبال تو دست من 19 دلار می ارزه ولی همون توپ تو دست مایکل جردن 33 میلیون دلار می ارزه...بستگی داره که تو دست کی باشه...یه عصا تو دست من سگا رو دور می کنه ولی تو دست حضرت موسی دریا رو می شکافه !

در نگرانی ها ، ترس ها ، امیدها و آرزوها بخدا توکل کن.

آرامش ... آرامش.... وقتی دستمون تو دست خداست آرامش داریم و بس ! یک ساعت آخر جلسه آرامش اول رو نداشتم .... امتحان که تموم شد گفتم مگه میشه یه سال تلاش بی نتیجه بمونه...نمیتونم بگم که آرامش داشتم...چون اصلا آروم نبودم.ولی فقط بخدا اعتماد کردم و نتیجه اش رو هم دیدم. اون سال توی کنکور........

 

قــــــــــــــــــبـــــــــــول شدم بــــا رتـــــــــــبـــــه2


نوشته شده در یکشنبه 90/8/22ساعت 2:15 عصر توسط شاسخین نظرات ( ) |

 


پائیز  سووووووت می زند...طولانی و پر سوز...

عینک متعلق به نویسنده مشهور 80 سال پیش، میلیون ها دلار بفروش می رسد ! یک عینک کاملا معمولی و کهنه ، تنها بخاطر اعتبار و نام صاحبش ، این همه ارزشمند می شود ، صدها هزار برابر ارزشمندتر از طلا و جواهرات امروزی !

چقدر خنک نیستند ثانیه های اکنون .... پسر همسایه مان با هزار مکافات وام می گیرد و می رود آخر مدل گوشی تلفن همراهی را که – مدام تبلیغش را جیغ می زنند توی روزمرگی آدمها - می خرد !

تلفن همراهم نمی گذارد خواب بماند توی چشمانم . دلم نمی خواهد جواب بدهم . می ترسم حرف بزنم وته مانده شیرین صحنه خوابم بپرد از وجودم اما.....سلام می کنم....سلامم طعم خواب دارد هنوز ! دوستم می گوید : خب تقصیر خودته دیگه ! اگه مثل بقیه ساعت کار و خوابت رو تنظیم کنی این جوری نمی شه.آخه کدوم آدم عاقلی از سر شب تا 5 صبح درس میخونه و تازه اون موقع می خوابه ؟ که چی بشه ؟ فلانی رو یادته ؟ همونی که تا سوم راهنمایی بیشتر نخوند.یادته رفت سر کار؟الآن هم ازدواج کرده.فقط بیا وببین زندگیش رو....چندتا زمین و خونه به اسم خودش خریده ... باورت میشه ؟ وااااای خوش بحالش...ای ی ی حال تو هی بشین شب تا صبح درس بخون!.... سکوت می کنم .... وبعد می گویم : خوبی ؟ چه خبرا؟ او دارد با نهایت دقت (!) سوالاتم را جواب می دهد و من در لابه لای گوش دادن به حرفهایش به این فکر می کنم که دراین سووووت زدن ممتد سوز و سرما ، در این خنکی ثانیه های اکنون ، در این " باورت میشه "های روزمره ، چه سلاح خوبی است این سکوت ممتد خوش طعم....

هوا پاییز تر از همیشه....


نوشته شده در دوشنبه 90/8/16ساعت 2:21 عصر توسط شاسخین نظرات ( ) |

 


همانطور که می دانید برندگان جایزه ایگ نوبل 2011 معرفی شدند .این جایزه که به نوبل خنده دار معروف شده ، از سوی " جورنال پژوهش های نا محتمل " به تحقیقاتی اعطا می شود که ابتدا مردم را بخنداند و سپس به فکر فرو ببرد ، مثلا ایگ نوبل پزشکی امسال به محققانی تعلق گرفت که قصد داشتند ثابت کنند که وقتی انسانها نیاز فوری به توالت دارند در مورد برخی موضوعات بهترین تصمیم و در مورد برخی موضوعات دیگر بدترین تصمیم را می گیرند.ما هم ، همزمان با این رویداد از طرف بنیاد " برای ما که اتفاقا همیشه محتمله !!" که بنیادی عام المنفعه-تحقیقی-واقعی است برندگان ایگ نوبل را اعلام می کنیم.

و اما جوایز امسال اهدا می شود به :

*جایزه هوا-فضا :

برنده: آقای حمیدرضا افراشته ، داماد خانم پروین احمدی نژاد(دبیر همایش بین المللی جوانان)

موضوع: محاسبات شگفت انگیز و درخواست هزینه 51 میلیارد تومانی از نهاد ریاست جمهوری برای برگزاری یک همایش!!!(همایش بین المللی جوانان که بعدا تکذیب شد )

*جایزه فیزیولوژی :

برندگان : عموم ملتی که در محل کارشان " یه قل ، دو قل " بازی می کنند.

موضوع : اثبات این نظریه که می شود هر روز رفت سرکار در حالی که انگار هر روز، نمی رود سرکار!

*جایزه روانشناختی :

برنده : حمید رضا حاجی بابائی ،وزیر آموزش و پرورش.

موضوع:ارائه این نظریه که "تعطیلی پنج شنبه ها فرصت مناسبی برای خودسازی در میان دانش آموزان است."(واقعی ! )

*جایزه شیمی و فلسفه :

برندگان :وزارت بازرگانی(سابق)،وزارت اقتصاد و وزارت جهاد کشاورزی .

موضوع:مجموعه اقدامات و تلاشهای علمی و فلسفی برای دگردیسی ماهیت تخم مرغ و اینکه، بجای اینکه نفت بیآید سر سفره،تخم مرغ هم پرید رفت پیش نفت !

*جایزه پزشکی :

 برنده:عبدالله جاسبی.

موضوع:کشف گونه ای از بیماری با عنوان "مخالفت با دانشگاه آزاد".او اخیرا نتایج تحقیقاتی را اعلام کرد که می گفت برخی منتقدان این دانشگاه بیمارند.

*جایزه ادبیات :

برنده: آقای م . الف

موضوع:مطرح کردن دومین سوال فلسفی تاریخ با موضوع تخم مرغ......

"چرا باید قیمت یک شانه تخم مرغ از قیمت یک مرغ گران تر باشد ؟ "

*جایزه ورزشی :

برنده : محمد رویانیان

موضوع:تلاش برای رسیدن به رکورد انجام هرهفته 60 مصاحبه با سوژه هایی  برای ثبت در تاریخ ، از جمله "استقلالی ها هم آزمایش بدهند متوجه می شوند خونشان قرمز است" ، " شوخی شوخی مدیریت من در پرسپولیس جدی شد " ، " وجود یک مدیر عامل کج و معوج بهتر از نداشتن مدیر عامل است " و ...  .


نوشته شده در سه شنبه 90/8/10ساعت 1:58 عصر توسط شاسخین نظرات ( ) |


نیم ساعت است داریم فکرمی کنیم یعنی چی خب؟! اینکه معاون کالاهای مصرفی سازمان حمایت از مصرف کنندگان ، درباره قیمت بالای تخم مرغ گفته : جوجه را آخر پائیز می شمرند! عقلمان که به جائی قد نداد اما در عوض با حضور برخی استادان یک جلسه مشاعره برگزار کردیم درهمین مایه ها ! مشاعره با ضرب المثل.

شاسخین : پایان  شب سیه سپید است."ت" بدهید استاد.

استاد سلحشور : آرزو بر جوانان عیب نیست !  ]لبخند میزند[

شاسخین : ربطی نداشت استاد باید "ت" می دادید !

استاد سلحشور : مرتبط بود آقا ! من را که می شناسید ! بگذارید دهانم بسته بماند !

شاسخین : موافقم ! جناب رویانیان نوبت شماست ، "ت" بدهید لطفا !

رویانیان : بله خواهش می کنم !

شاسخین : اون که بله ، ولی عجالتا باید با "ت" ضرب المثل بدهید.یعنی بطورکلی باید نفربعدی با آخرین حرف نفر قبلی شروع کند. دکترجان تو رو خدا شما دیگه "د" بدهید .

دکتر رحیمی : بزک نمیر بهارمیاد ، کمبزه با خیار میآد.

شاسخین : دکتر عرض کردم که اولش باید دال باشد نه آخرش.

دکتر رحیمی : حالا اولش یا آخرش فرقی نمی کند .چه حسن کچل ، چه کچل حسن . اصل عرض بنده در خصوص ضرب المثل آغازین ، این است که اگر دعای بچه ها اثر داشت الآن یک معلم هم زنده نمی ماند برادر !

شاسخین : آقای مهندس شما یک چیزی بگید !

مهندس علی آبادی :I am ke BlackBoard ! and it is a oil be nazaram!!

مایلی کهن : ]سرش رابه نشانه تاسف و اعتراض تکان میدهد[ انصافا ما زندان بودیم ؟ پشه کوره بودیم ؟ کجا بودیم که اینطوریه الآن؟

علی دائی :ببخشید! کجای دنیا مربی فوتبال رو تو مسابقات کاناپولو هم تشویق میکنن؟ ببخشید ! بعد شما دنبال اینی که آقایون تو این شرایط ، حرف مربوط بزنن؟

شاسخین : ]با قیافه ای در مایه های سیامک انصاری ، وقتی به دوربین زل می زند[


نوشته شده در پنج شنبه 90/8/5ساعت 1:58 عصر توسط شاسخین نظرات ( ) |

 


خـــــــــبر خبــــــــــر........خبر داریم در حد .... ( راستی در حد چی ؟!! ) شما خبر رو بخونین ، بعدش به ما بگین در حد چی !

دوستان و مسئولان عزیز اومدن بعد از تحقیقات بسیار و کارهای کارشناسی خفن گفتن که طرح زوج و فرد برای موتورها هم اجرا می شود .........

سرعت عمل رو داشته باش............

بعد از 15 دقیقه.... آره خداوکیلی بعد از 15 دقیقه اومدن گفتن که نه اجرا نمی شه !!! بنازم به این همه سرعت و هماهنگی بالا ...

خب دوستان اگه یه نمه با هم هماهنگ باشین راه دوری نمیره ها !! اول کارشناسی بکنین ، این کاروگروهها رو زودتر تشکیل بدین که اینجوری همدیگرو خراب نکنید.



نوشته شده در پنج شنبه 90/8/5ساعت 1:44 عصر توسط شاسخین نظرات ( ) |

 


30/3/1390 جلسه انتخاب سرمربی پرسپولیس :

مردم می گویند : علی دائی نه ، استیلی که اصلا نه .... مصطفی دنیزلی.

روزنامه ها می نویسند : یک مربی در حد مصطفی دنیزلی.

حبیب کاشانی می گوید : علی دائی ، اگر نشد استیلی .

کاشانی دائی راانتخاب می کند و استیلی سرمربی می شود.

پرسپولیس می رود ته جدول.رئیس جمهور برای ورزش وزیر انتخاب می کند . وزیر کاشانی را کنار می گذارد و رویانیان مدیر عامل می شود . پروین هم در جلسه ای که با رئیس جهمور شرکت کرده ومشکلات را گفته ، بعنوان همه کاره فنی انتخاب می شود .

26/7/1390 جلسه انتخاب سرمربی پرسپولیس :

رویانیان می گوید : استیلی با نظارت پروین.

پروین می گوید: درخشان .

پنجعلی می گوید : دائی .

طرفداران پرسپولیس می گویند : دنیزلی.

روزنامه ها هم می گویند : یک نفر مثل دنیزلی ،..... مردم هم برای خودشان حرف می زنند ، مدیران هم .... عوض میشوند .

قضاوت با شما.....


نوشته شده در یکشنبه 90/8/1ساعت 1:51 عصر توسط شاسخین نظرات ( ) |


طبق آمار اعلام شده از سوی سازمان بهزیستی در کشور ما بیش از 3 میلیون معلول وجود دارد که تنها 1 میلیون آنها در بهزیستی پرونده دارند . نکته جالب تر اینکه از این تعداد تنها 300 هزار نفرشان از مستمری تعیین شده استفاده می کنند و آنرا دریافت می کنند ، این در حالی است که برای تمامی این معلولان یعنی 3 میلیون نفر بودجه اختصاص داده شده است !!!

حالا به نظر شما بقیه این پولها کجا میره ؟ اگــــــــــــــــــه فهمیدین به ما هم اطلاع بدین تا اخبار تکمیلی رو بزنیم!!!!

حالا بیابید پرتغال خور را !!!!!


نوشته شده در یکشنبه 90/8/1ساعت 1:47 عصر توسط شاسخین نظرات ( ) |

 

با مردها گفت و گو نکن....

بر اساس شنیده ها این دستور سلبی از جایی جز رسانه ملی بیرون نمی آید.آن هم خطاب به زهرا عاملی مجری برنامه " هفته نامه " از شبکه آموزش .چون بنا به تشخیص آنها این مجری 23 ساله با مهمانان مرد ، صمیمی برخورد میکرده ، عاملی که شش سال است در برنامه های مختلف از جمله یخ در بهشت ، نردبان و باما اینجا گفت وگو داشته ، حالا فقط میتواند مهمان زن بیآورد یا تنها ترانه سرایی بکند.


نوشته شده در یکشنبه 90/8/1ساعت 1:45 عصر توسط شاسخین نظرات ( ) |

 


رسانه ها نوشتند که شنیده شده تعدادی از مسئولان و خبرنگاران یکی از رسانه های مشهور کشور می خواهند در اطراف تهران یک گاوداری مدرن بسازند.برای همین یک تعاونی راه انداخته اند و می خواهند زمین و تجهیزات بگیرند.در همین راستا بخش های مختلف این گاوداری اعلام می شود :

# صرفا جهت دوشیدن

# صبح بخیر طویله

# فیتیله کشتار تعطیله

# شعبه مرکزی قصابی

# سفره علوفه ای ما

# جمع گاو

# بخور .... بخور ....

# شیربه شیر

# کره گاو کدخدا


نوشته شده در یکشنبه 90/8/1ساعت 1:39 عصر توسط شاسخین نظرات ( ) |


قالب جدید وبلاگ پیچک دات نت